خطستان!

پیش نوشت: پس از تعلیق چند روزه وبلاگم، به دنبال سوژه ای برای نوشتن و به روز کردن آن بودم. چیزی به ذهنم نرسید! در نوشته های دو سال پیش به دنبال متنی گشتم تا به خطستان برخوردم. آنچه را که نوشتم صرفا برای به روز کردن اینجا می آورم اما لطفا به پیش نوشت دوم توجه بیشتری کنید.

پیش نوشتی دیگر: دو یا سه سال پیش “پختستان” را از وبلاگ محمدرضا شعبانعلی عزیز خواندم و لذت بردم. ایده خطستان هم از همان سال ها می آید. حتی اگر تمایل به خواندن ادامه این نوشته ندارید، پیشنهاد اکید من این است که وارد این لینک شوید و نوشته محمدرضا را بخوانید.

خطستان

اگر سال محور طولی و روز محور عرضی باشد، عمر سرافراز رو به بالا در حرکت خواهد بود.

حالا می خواهم این نمودار خطی را به صورت سه بعدی در ذهنتان مجسم کنید. من این کار را برای خودم و چند نفر از کسانی که می شناختم انجام دادم.

سعی کنید خط را همان طور که در مقابل چشمانتان بر روی کاغذ قرار گرفته است، از روی نمودار بلند کنید.

در تجربه ذهنی من،

برای نفر اول این خط به آرامی از جا کنده شد و درست همان گونه بود که بر روی تصویر دیده می شد. میله ای باریک که  توانستم دوباره به راحتی و بدون هیچ زحمتی روی کاغذ بگذارم.

نفر دوم، کمی سخت تر از جا کنده شد و تعادل مرا بر هم زد. خط در ابتدا نازک و ظریف اما در انتها قطور و چند وجهی شده بود.

نفر سوم را چون طول کمتری داشت، خواستم سریع تر از نمودار بیرون بیاورم.
اما ریشه دوانده بود در اعماق محور Z ها!

 

پی نوشت: اگر از این نوشته سر در نیاوردید جای هیچ نگرانی نیست. به خودتان شک نکنید، لطفا سعی هم نکنید دوباره بخوانید بلکه شاید این بار چیزی متوجه شوید 🙂

این نوشته را می گذارم تا شاید روزی توانستم از تفاوت نوشته های دو سال پیش و سال های بعدم تغییرات کیفی و کمی خودم را بیشتر و بهتر متوجه شوم.

نوعی چالش شخصی!

باز هم پیشنهاد من این است که نوشته محمدرضا را از دست ندهید تا حداقل من بیش از این شرمنده وقت ارزشمند شما نشوم.

2 پاسخ به “خطستان!”

  1. سارا جان
    راستشو بخوای اول نوشته‌ی تو رو خوندم و راستش سر در نیاوردم 🙈 فکر کنم همون دو سال پیش هم دوباره خوندمش ولی اون موقع هم تا جایی که یادم میاد نفهمیدم!
    دست به دامن محمدرضا شعبانعلی عزیز شدم؛ نوشتش فوق‌العاده بود، وسوسه شدم برم سراغ کتاب “پختستان”، کتاب جالبی به نظر میاد. دوباره اومدم سر وقت نوشته‌ی شما، اینبار دیدم یا اباالفضل! چقدر عمیق نوشتی؛ همین چند خط ناقابل یه دنیا حرف رو منتقل می‌کنه. باریکلا، هر روز بیشتر دارم به قدرت ایجاز پی می‌برم ولی کیه که عمل کنه:)
    قبلاها مثل اینکه پیچیده‌تر بودی و رو نمی‌کردی کلک؟😉

    1. سمیرا جان،

      ممنون از اینکه با وجود اصرار های من وقت گذاشتی و دوباره نوشته رو خوندی 🙂
      شما عمل می کنی دیگه، خیلی زیبا و درست و دقیق!

      ارادتمند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *