جست و جوی علم در دیزنی لند

کسی که حافظه خیلی خوبی دارد، قضاوت های خوبی نمی کند.

میشل دو مونتنی

***

با خواندن این جمله، کمی آزادانه پیرامون آن جستجو کردم. به انیمیشن inside out رسیدم. انیمیشن را قبلا یک بار دیده بودم. این انیمیشن در یکی از کلاس های تخصصی علوم اعصاب شناختی معرفی شد. اینکه حافظه بلند مدت چگونه کار می کند و اصلا خاطرات ما با چه واحد هایی در مغز ما ذخیره می شوند و چگونه این خاطرات بر رفتار ما تاثیر می گذارد، یکی از چالش برانگیزترین سوال دانشمندان بوده، هست و خواهد بود. این انیمیشن این موضوع را آنچنان ساده و قابل باور مطرح کرده است که تو را وادار به تفکر می کند. آیا آن کتابخانه عظیم حافظه وجود دارد؟

موضوع جالب این است که برای ساخت این انیمیشن، کارگردانان و سایر عوامل فیلم به همراه تیمی از دانشمندان دور هم جمع شده اند تا یکی از مسائل چالش برانگیز دنیای علم یعنی حافظه و نقش آن را به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر بکشند. این گونه جمع ها و هم اندیشی را بسیار دوست دارم و تحسین می کنم. جمع علوم چیزی است که امروزه در دنیا توجه زیادی به آن می شود و جایش در این مملکت خیلی خالی است (با اینکه سیاست های فعلی کمی دارد به این سمت سوق پیدا می کند). درک وجود گرایش هایی مانند شیمی محض و ریاضی محض در دوره کارشناسی شاید کمی برای من آسان تر باشد تا اینکه شخصی در دروه دکتری و فوق دکتری همچنان بخواهد شیمی را به صورت محض مطالعه کند.

درباره مغز و پیچیدگی هایش مطالعه خیلی محدودی دارم و با یک جستجوی خیلی ابتدایی و ساده متوجه شدم که دانشمندان این فرضیه را مطرح می کنند که نحوه ذخیره اطلاعات کوتاه مدت و بلند مدت در مغز ما کاملا متفاوت است. اطلاعات کوتاه مدت در بخشی از مغز با تعدادی نورون (واحد سلول های مغزی) در ارتباط است اما حافظه بلند مدت دارای ساختار های پیچیده تری است و بخش های متفاوت تری از مغز ما را درگیر می کند.
شاید زمانی که مطالعات عمیق تر و تخصصی تری در این زمینه داشتم، بیشتر راجع به عملکرد حافظه بنویسم.

***

داشتن حافظه خوب گاهی به درد می خورد و گاهی تنها مایه عذاب و شکنجه است. کسانی که مدام در کتابخانه خاطرات گذشته خود زندگی می کنند، فرصت ساختن خاطره های به روز تر و زیباتر را از دست خواهند داد. همچنین که زیر و کردن خاطرات گذشته شاید برای همیشه بتواند بر نحوه کدگذاری خاطرات امروزمان تاثیر گذار باشد.

گاهی باید به این کتابخانه بزرگ سر بزنیم، گرد و غبار آن را بزداییم و روند سیر و سلوکمان را محک بزنیم حتی یادی از خاطره سازان از دست رفته بکنیم. اما سر زدن های گاه و بیگاه ما از کتابخانه ارزشمندمان، از آن ویترینی بی ارزش می سازد که تنها همچون بت در برابر آن زانو زده ایم و از اتفاق های بیرون جا می مانیم.

بهترین گزینه آن است که با نیم نگاهی به سمت گذشته، گوی های طلایی ارزشمندی در لحظه اکنون از خود برجای بگذاریم. بوی تند شعار می دهد اما حقیقت همین است و بس. حقیقت را نمی توان به چند شکل مختلف بازنویسی کرد، تنها یک فرم دارد که بارها و بارها می شنویم و از کنارش به سادگی عبور می کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *