چهار فصل عشق را عصار گشت

* تصویر بالا، اسلاید انتهایی دفاع کارشناسی ارشدم است.

تا به امروز اطمینان دارم که روز ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۵ پرونده گرفتن تکه کاغذی که اسمش را مدرک می نامند، حداقل در کشور عزیزم ایران، برای من بسته شد. پروژه و فعالیت های علمی من همچنان در حال اجراست و دفاع نه تنها چیزی را تمام نکرد بلکه سرآغاز ماجرا شد.

ارائه روزِ دفاع شاید یکی از آسان ترین، ساده ترین و کم استرس ترین ارائه های من بود. تنها نکته مثبت آن روز، حضور ارزشمند پدر و مادرم بود که این روز را قطعا هم برای من و هم برای آن ها ارزشمند و خاطره انگیز کرد.
مسیری که در عکس مشاهده می کنید، میانبری است واسطه بین اتوبان همت و پژوهشگاه رویان، که بعد از یک سال تحمل مترو های شلوغ و ایستادن و عوض کردن خط کشف کردم و مسیر ۲ ساعته من را به ۴۵ دقیقه کاهش داد. روز دفاع نه چیز مهمی داشت که بخواهم بیشتر درباره آن بنویسم و نه دوست دارم که از آن بیشتر بنویسم.

حرف اصلی خودم را با پرسشی که اخیرا یکی از دوستانم در یکی از دانشگاه های برجسته تهران مطرح کرد، شروع می کنم.
– بچه ها، حالا ارشد هم گرفتیم، چی شد مثلا؟

برای من دوره کارشناسی ارشد، آغاز کلنجارهای درونی، تفکرات ذهنی، آشنایی با محمدرضا شعبانعلی و متمم، توسعه مهارت های فردی، کتابخوانی، نویسندگی، زندگی انفرادی، فعالیت های مهیج و سفرهای علمی، آشنایی با استاد هانی چیت چیان و کلاس های تدبر در قرآن، پیدا کردن بهترین و عزیزترین دوستانم و خیلی چیزهای دیگر بود. شاید کم ارزش ترین و بی اهمیت ترین ماحصل آن همین کاغذ پاره هایی است که روی هم تلنبار شده اند و هیچ زمانی هم به کار نخواهند آمد.

روزی که برای اولین بار پا در پژوهشگاه رویان گذاشتم، مطمئن بودم اینجا همه چیز فرق خواهد کرد. با اساتیدی صحبت می کردم که روزی آرزوی دیدنشان را داشتم. در آزمایشگاه هایی کار می کردم که رتبه دهم علمی در جهان را داشت و با سلول هایی آشنا شدم که هدفمندتر و متعهد تر از آن ها موجودی در زمین نمی شناسم.
در این دوران تمرین تعهد کردم و بیشتر شناختم و هرچه پیش تر رفتم ناملایمتی ها و سختی ها بیشتر و رضایت درونی من هم رفته رفته بیشتر می شد.
در این دوران به آرزوی کودکی ام یعنی موسیقی جامه عمل پوشاندم و دست آخر موفق شدم قطعاتی هرچند ساده از بتهوون و مفاخر موسیقی ایران بنوازم (اما یادم می ماند که روزی آرزوی زدن همین قطعات را در سر می پروراندم)، کتاب خواندم و فهمیدم که چه راه دور و درازی را در پیش دارم. دوستی کردم و معنی دوستی کردن را احساس کردم. نترسیدم و برای لحظاتی بدون ترس قدم برداشتم. سفر کردم و جهان علم را با چشمان خودم به نظاره نشستم. تنها ماندم و در خلوت بسیار گریستم. برای درمانی بیماری صعب العلاج تلاش کردم و مطالعه کردم.

چه کسی می گوید که در این راه چه کردیم؟
من تازه فهمیدم که در این راه چه ها که نکردیم!

راستش را که بخواهید تازه فهمیدم که چقدر نمی دانم و چقدر کم کاری کرده ام و چقدر کسانی هستند که می شود به آن ها افتخار کرد و من آن ها را نمی شناسم و چقدر نخوانده هایی است که باید بخوانم و تا چه اندازه دوست دارم برای اعتلای این مملکت کاری کنم.

اگر عمری باشد و اگر بیشتر و سخت تر تلاش کنم و در این راه استقامت بیشتری به خرج دهم، باید بگویم که تازه همه چیز دارد جذاب تر می شود.

2 پاسخ به “چهار فصل عشق را عصار گشت”

  1. عزیزم توی دنیایی ک همه سرشون توی گوشیه و فقط و فقط ب خودشون و گزاشتن عکس لاکچری برای گرفتن لایک بیشتر هستن خیلی خوبه ک اینقدر پخته و جامع داری ب دنیات نگاه میکنی بنظرم این پختگی توی نگاهت خیلی هم بی ربط ب ارشدگرفتن و رشته ای ک توی اون تحصیل کردی نیست و برعکس خیلی ها ک فقط مدرک روی مدرک میزارن و ب اخرش فکر میکنند ک چی میشه تو در مسیر اون هم فکرکردی و روی هرچیزی حتی سلول هایی ک اگه ادم بخاد متمرکز بشه روی اون حیرت میکنه از این همه نظم و اعجاز … متنات عالیه و میتونه ادمو برای چندلحظه ای ب تفکر وادار کنه و شاید یکی از رسالتهایی ک داری این باشه ک بنویسی تا یک دوست یا یک رهگذر لحظه ای بایسته و فکرکنه ک دقیقاکجا ایستاده و برای چندلحظه از این شلوغی های دنیا بیاد بیرونو وجود خودشو یکم نفس بکشه ..ممنونم ازت

    1. مائده عزیزم،

      درست ۱۵- ۱۶ سال پیش کلی حرف برای هم داشتیم و من از هم مصاحبتی با تو لذت می بردم و همچنان هم به داشتن دوستانی مثل تو افتخار می کنم.
      خیلی ممنونم که وقت ارزشمندت رو برای خواندن نوشته های من گذاشتی، همراهی تو و سایر دوستانم قطعا باعث دلگرمی من هست.
      ممنون از کامنت های خیلی دقیق ات. نظراتی که روی هر نوشته گذاشتی را خوندم و لذت بردم.

      امیدوارم که با نوشتن بتونم مسیر راه خودم را روشن تر کنم و اگر در این بین مسیر شخص دیگری هم روشن شد، باعث خوشحالی و خرسندی مضاعف من خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *