پاییز نارنجی

صفر نوشت: پیش نوشت های محمدرضا شعبانعلی را دوست دارم، همان اول کار تکلیف تو را مشخص می کند تا بتوانی تصمیم درست تری برای ادامه خواندن بگیری. نوشته ای که در ادامه خواهید خواند به منظور گرم تر کردن قلم و شکاندن یخ نوشته های تازه کنار صفحه من است.

پیش نوشت: توئیت کردم “چاچب به کمر، پدر یکی یکی در دامنم، عشق می انداخت”
توضیح دهم که <چاچب> همان چادر شب است که کاربرد های فراوان دارد بالاخص برای کویر نشینان. با کمی سرچ کردن می توانید از چاچب بیشتر بدانید.

پاییز فصل باغ ما است، فصل چیدن انار های درشت و قرمز فین کاشان و خرمالو های آبداری که طعم واقعی خرمالو می دهد و نه به قول پدربزرگم طعم آب دوا خورده!
پدرم گفت آماده ای؟ پاسخ مثبت دادم و پدرم چاچب را به گردنم بست و از بالای درخت در دشت دامن ام دانه های عشق را پرتاب می کرد.
تجربه چند ساله به من ثابت کرده است که لذت چیدن میوه از خوردن آن کمتر نباشد، قطعا بیشتر خواهد بود!

تجربه چیدن گردو، توت، گوجه سبز (یا به قول کاشانی ها همان آلوچه)، خرمالو، زردآلو (یا به قول ما قیسی) انار و انگور را در حجم بالا داشته ام و باید اعتراف کنم که چیدن خرمالو کار هر مردی نیست و مرد کهن می خواهد.
لحظه ای غفلت یا باعث می شود که کلاه از سر خرمالو های بخت برگشته برداری و بی ریخت و آبرویشان کنی و یا همچون گلوله های آنگری بردز (Angry Birds) آن زبان بسته ها را نقش بر زمین، منفجرشان کنی.

بعد از چیدمان نوبت به توزیع میوه ها بین دوستان و دیگران است که این بخش هم لذت مخصوص به خودش را دارد.

2 پاسخ به “پاییز نارنجی”

  1. سلام
    یکبار در بهار ۹۶ به کاشان آمده‌ام و شهر شما را با خانه‌های تاریخی و زیبایش دیده‌ام؛ اما از دیدن باغ‌های کاشان محروم مانده‌ام، بخصوص در فصل بهار یا خزان باید زیبایی‌شان چند برابر باشد.

    از میوه‌هایی که‌ نوشتید من تجربه‌ی چیدن گردو و انگور را داشته‌ام و فکر می‌کنم (درواقع مطمئنم) تکاندن درختان گردو زیاد راحت نیست.

    تازه با وبلاگ شما آشنا شدم و فکر می‌کنم چقدر خوب است بیشتر بنویسید.

    1. سلام، خیلی مشتکرم از همراهی و نظر شما.

      من هم موافقم، تکاندن درخت گردو بسیار سخته ولی بر عکس درخت خرمالو به دلیل شاخه های تنومندش میشه از اون ها بالا رفت و به راحتی میوه های آن قسمت را تکاند و یا چید.
      درباره گردو شاید سخت ترین و طاقت فرسا ترین قسمت بعد از چیده شدن باشه. از پوست در آوردن گردو مرحله ای مافوق حوصله است. پوست آن دارای رنگدانه هایی است که بعضا تا چند ماه دست تو را اول از زرد و بعد به نارنجی و بعد به سیاه بد رنگی تبدیل میکنه. بعد از آن نوبت خشک کردن و از پوست جدا کردن آن می رسد.

      شاید به دلیل طولانی و سخت بودن پروسه، قیمت گردو هم تا این حد گران هست. ولی با این حال مشارکت در کارهایی مثل میوه چیدن، پختن رب انار و گوجه، خشک کردن شوید و نعنا، انداختن ترشی ها و شوری و درست کردن انواع مربا و … یکی از خاطرات لذت بخش دوران کودکی من هست. چیزی که بعید بدونم بچه های تهران و حتی شهرستان ها این روزها فرصت تجربه کردنش را داشته باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *